روزی که عاشق شدم

زندگی شیرین شود!

دوستام بالاخره مشکلم حل  شد.البته خرجش اونقدر نشد که فکر میکردم.جالب اینجا بود که دوست باوفام که برای زایمانش اینهمه به سختی افتادم روخوب شناختم که دقیقا از هفته قبل که قضیه رو فهمید فقط یه بار زنگ زد وگفت بریم قهوه بخوریم.(چقدر هم من روحیه ام برای بیرون رفتن خوب بود!!!)دریغ از اینکه زنگ بزنه مثلا بپرسه احتیاج ندارم بیاد پیشم؟یا حتی یه حالی ازم بپرسه.میدونین من آدم متوقعی نیستم.اما همینکه تو مشکلات آدم بدونه بعضی ها هستن که بهش لطف کنن خیلی دلگرم میشه.مخصوصا کسایی که تا یه مدت پیش خودت حلال مشکلشون بودی.

اینروزها شدیدا مشغول درس هستم.از دوهفته دیگه هم امتحانای میانترم شروع میشه.برای عید روزشماری میکنم.چون بعدش اردیبهشت تولد من و حمیده.بعدش هم که من میام ایران.مامانم هم داره چندروزدیگه میره تهران.خداروشکرالان همه چیز روبراهه.فقط کمی خسته ام.الان یه سالو نیمه که هیچ مسافرتی نداشتم.کارودرس خیلی خسته ام کرده.چندروزپیش بایکی از همکارام درمورد مزایای ازدواج ومعایبش میگفتیم.یعنی اون بی مقدمه گفت:لادن من اگه جای توبودم هیچ وقت ازدواج نمیکردم. خلاصه بحث این بود که من گفتم ازدواج به موقع و اصولی خیلی هم خوبه.اون اما چون ازدواجش موفق نبود واززنش راضی نبود میگفت همه ازدواجا بدن!!!توفقط به این فکر کن که تا آخرعمرت خوش بگذرونی.گفتم آقا رضا!خوش گذرونی برای من فقط در بیرون رفتن با خانواده و دوستان خلاصه میشه.(البته اگه منظوراینم اینطورخوش گذرونی بود)

من نهایت تاسن ٣٠سالگی بخوام ازاین چیزا لذت ببرم.بعدازاونهم ناخوداگاه دل آدم خانواده خودش رو میخواد.حالا وضعیت مردا کمی فرق میکنه چون همیشه انتخاب کننده هستن اما دخترها نمیتونن بخاطر خوشگذرونی تا مثلا ۴٠سالگی ازدواجشون رو عقب بندازن.مگه اینکه واقعا یکی دیگه کاملا به ازدواج بی علاقه باشه.وتازه بحث اینم هست که یه زن بالاخره دلش میخواد یه نفرباشه که تو مخارج زندگی باهاش شریک باشه. و بعد ازش پرسیدم تو شیفت شب محل کارم چندتازن متاهل میبینه؟مجرد ها به اسم اینکه مسئولییت ندارن باید با هرشیفتی کنار بیان اما مطمئنا یه زن متاهل تاوقتی که تو فشارمالی نباشه نمیاد زندگیشو ول کنه و شب تا صبح کارکنه.

من نمیگم ازدواج همیشه خوبه.اما یه ازدواج خوب آرامش همیشگی رو بدنبال داره. کما اینکه  خیلی از آشناهام که دختر ها ازدواجای خوبی داشتن آرامششون رومدیون ازدواج خوبشون میدونستن

 

...



مشکلات جدید




معذرت!

الان دارم از دانشگاه آپ میکنم.اینروزها خیلی سرم شلوغ بود.راستش یه مقدارهم درفشاربودم.اونم فشار مالی!قضیه این بود که من با کردیت کارتم خیلی خرید کردم.این مدت هم که مامان نبود نهار یا شام حداقل یه وعده درروز بیرون غذا خوردم.اصلا خریدهام یادم نبود.هفته قبل رسید اومد که ٩٣٠دلار بدهکارم.فکرکردم اشتباه شده رفتم بانک اونا هم توضیح درستی ندادن اما خودم که نشستم حساب کردم دیدم بعله!خریدهای کریسمس و رستوران رفتن های هرروزه کاردستم داده!حالا باید تا یه هفته دیگه پولش روبدم که سود نیادروش.بعدش هم که کامپیوترم یه هفتس ویروسی شده. خلاصه یه کم گرفتار بودم.خواهر وشوهر خواهر حمید هم اومدن کانادا .هفته قبل رسیدن.خیلی هم ازکانادا خوششون اومده.

دوهفته قبل هم مسافر ازایران اومد وموبایلی که حمید برام گرفته بود روآورد.قرمزه.خیلی دوستش دارم.مخصوصا که پرعکسه توش.عکسای من و حمید.راستی بدن سازی ثبت نام کردم.تاحالا ۴کیلو کم کردم.٢هفته قبل حمید عکسامو دید گفت خیلی چاق شدم. دیدم بعله از ۵سال قبل ۶کیلو چاقتر شدم.خلاصه الان لاغرتر شدم.نمیدونین چه کیفی میده وقتی هی یه کیلو یه کیلو از وزن آدم کم میشه.اگه بتونم تا ایران رفتن ۵کیلو دیگه کم کنم خیلی خوب میشه.

دیروز بلیط ایران هم رزرو کردم.گفتن اگه زودتر بگیری ارزونتره.که اونم شد ١٧۵٠دلار.باید تا دوهفته دیگه بلیط روبگیرم چون خانمه گفت الان بلیطاروبیشتراز دوهفته نگه نمیدارن. باز خدا پدر این کردیت کارتو بیامورزه الان که واقعا امکانش نیست اینقدر پول بدم و تا بخواد روش سود بیاد پسش میدم.

خوب دوستام....من میام به همتون سربزنم.فعلا.....

...



 

دوست جونا میام بزودی حالم خیلی خوبه شکرخدا.متاسفانه کامپیوترم توخونه ویروسی شده.درسها هم نمیذارن بیام اینجا اما میام.خبرجدید اینکه حمید برام موبایل خریده سونی اریکسون.w910

خیلی خوشگله.....حالا میام همین روزها هم آپ میکنم هم به همتون سر میزنمبغل

...