روزی که عاشق شدم

He is just not that in to you!

امتحانامو خوب دادم.راضی بودم.حالا باید دید نتیجه چی میشه.یه اتفاق عجیب سرکارمون افتاده.شاید برای ایران این اتفاق خیلی عجیب نباشه اما برای اینجا یه جورایی عجیبه.اونم دزدی یکی از کارکنان محل کارمه.همون دختر لبنانیه که گفتم طلاق گرفته و با یکی ١٠سال کوچکترازخودش میخواد ازدواج کنه.عجیب اینه که این با صاحب رستوران مثل دوتاخواهر بودن چون ازنوجوونی باهم بودن وزمانی که روشد این تقلب هایی میکنه تو فروش زنه واقعا تو یه شوک اساسی رفت.چون خیلی زیاد بهش اعتماد داشت و درواقع منیجر رستوران بود و همه پسووردهای سوپروایزررو داشت.این دختره هم تو محل کار بامن خیلی صمیمی بود وزمانی که دستش رو شد بمن زنگ میزد و سعی میکرد اخباروازمن بگیره.که صاحب رستوران ازمن خواست به تلفناش جواب ندم تا خودش تکلیفشو روشن کنه.و وقتی اولین روزهفته اومد سرکار زنه با وضع خیلی بدی اخراجش کرد.من پیش بینی میکنم بعد ازاین زنه قات بزنه و همه مارو زیرزره بین ببره چون وقتی آدم امانت دار اینطوری بکنه خدا عاقبت فرعی هاروخیر کنه!!!

دیروز فیلم he is just not that in to youرودیدم.جالب بود.به اصرار خواهرم رفتم که قبلا دوباراین فیلم رودیده بود.بیشترشون هنرپیشه های معروف بودن.بهتون پیشنهاد میکنم اگه گیرش آوردین حتما ببینین.شخصیت بن افلک برام واقعا جالب بود.وقتی دوست دخترش (جنیفر انیستون)اعتراض میکنه که چرا بعد از٧سال نمیخواد رابطشون رو رسمی کنه واونم میگه که اینطوری خیلی راضی تره دردرجه اول یه بیننده(زن)اینو یه آدم بی قید میبینه و افسوس میخوره به حال زنه که ادامه این ارتباط رو به صلاح خودش نمیدونه. اما وقتی در جایی ازفیلم میبینه درجایی که شوهر خواهرهای دختره بی خیال نشستن به تلویزیون تماشا کردن این وارد آشپزخونه میشه و میبینه همون دوست پسرش همه ظرفها روشسته و درواقع اون بیشترازهمه شوهرا براش شوهری میکنه...قسمت هایی ازفیلم درعین حال که خنده داره کلی حرف توخودش داره. قبول دارم نمیشه فرهنگ ایرانی رو با فرهنگ اینا مقایسه کرد.پسرای ایران معمولا با قصدویاترفند ازدواج میان جلو امااینجا معمولاازهمون اول اعلام میکنن که قصدشون معاشرته اما باید بدونین که اینجا دوست دختروپسر یه جورایی باهم زن و شوهرن.

وجالبه که درموقع بیرون رفتن و خوشگذرونی های دونفره هرکس سهم خودش رو میده واینطورنیست که پسرها به حکم مردبودنشون موظف باشن پول شام و نهار و...غیره رو بدن.اگرهم بدن مطمئنا یه بارهم اون دختر باید جورهمه خرجاروبکشه.البته شنیدم ایران هم تاحدودی اینطورشده وپسرها هوشیارشدن!!!!

من دوشنبه آتیش زدم به مالم و باز رفتم از کردیت کارتم کلی خرج کردم.ناقابل $٣٠٠!!!!

میخوام یه دوره برم برای آرایش صورت.آخه واقعا دراین زمینه لنگ میزنم!این ٣٠٠دلارهم پول لوازم آرایش از مک  بود.راستی بهم بگین آیا لوازم آرایش مک ایران پیدا میشه؟اگه آره قیمتاش درچه حده؟!

 

 

...



بوی بهار

سلام دوست جونا!

من تا یه ساعت دیگه باید برم سرجلسه امتحان.الان روزهای امتحاناست و منم پشت سرهم امتحان دارم.خودمونیما چقدرروزهادارن زود میان و میرن!امروزاول اسفند بود.اصلا باورم نمیشه که یه ماه دیگه عیده.الان اینجا بیشترازیه هفته است که هوا قابل تحمل شده که این خیلی دورازانتظاره.آخه پارسال این موقع ها کلی برف و سرما داشتیم. راستی ولنتاین چطوربود؟مال من که مثل همیشه(سوت وکور)کارمیکردم و خیلی هم رستوران شلوغ بود.٢٨بهمن هم مامان رفت خونه حمید برای نهار.حمید هم کباب از رفتاری گرفت.خلاصه کلی باهم حرف زده بودن.حرفای عادی وروزمره که ربطی به من و حمید نداشت.وای من اونروز وسایلی که برای ایران خریدم رو از کمد درآوردم که بریزم تو چمدون.باور میکنین جا کم آوردم؟خوبه که الان اینو فهمیدم چون هنوزخیلی خرید برای ایران داشتم ....۵ماه دیگه مونده......................

وای الان دلم هوس تابستون کرده...اینکه راحت با یه تاپ ویه شلوارنازک وبدون هیچچچییی بری توخیابون واسه خودت قدم بزنی.جایی که من زندگی میکنم الان با دریاچه فاصله کمی داره.تابستون هم پرمیشه ازاین فستیوال ها که من البته هنوز ندیدم چون ازپاییز اومدم به این خونه.اینقدردلم الان تابستون میخواد.دلم اسلاشی (بستنی یخی)میخواد.دلم میخواد صبح با سرصدای گنجشکا چشمامو یواشکی بازکنم...اما خودمونیما....این خواب صبح تو خونه خودآدم(کشورخودم)یه حال وهوای دیگه داره.

یادش بخیر تابستونا با شربت آلبالوهای خانگی خوشمزه میرفتیم تو حیاط خونه با بچه های همسایه بازی میکردیم.چقدرازاون روزها دورشدم.آیا بازهم اون روزها رو درکنار همه اعضای خانواده ام خواهم داشت؟؟؟؟!!!!

...