روزی که عاشق شدم

6

وقتی رسیدیم تهران برادرم آدرس لاله دوستم روکه قرار بود برم پیشش روازم گرفت واصرار داشت بهش زنگ بزنم اما ما ساعت ١٢شب رسیده بودیم گفتم آخه باچه رویی ١٢شب زنگ بزنم خونه مردم؟گفت مگه مردم منتظرت نیستن؟پس نباید خواب باشن!خلاصه به لاله زنگ زدم که اتفاقا منتظرم بود ونیم ساعت بعدش خونه لاله بودم.امیرهم چمدونمو تا آپارتمانشون طبقه ۵ برد.انگار میخواست مطمئن بشه که من واقعا خونه لاله اومدم.حتی مامان هم قبل حرکت نگران همین موضوع بود گفت:لادن غیراز خونه لاله جایی نری ها!امیر بفهمه قیامت میکنه!گفتم واقعا من اینقدر کم عقلم؟؟؟برای اولین بار برم خونه دوست اینترنتیم؟اتفاقا ازاینکه امیرخودش همه چیودید خیلی هم خوشحال شدم.

فردای همونروزبا حمید تماس گرفتم.گفت خواهرش سرکاره.برای ١١صبح همونروز قرار گذاشتیم خیلی استرس داشتم.البته نگران نبودم فقط خیلی خوشحال بودم.لاله منوآرایش کردو راه افتادم همینکه به میلادنوررسیدم تونستم ازهمون ماشین حمیدوتشخیص بدم.هنوزم ازیاداوری اونروز خیلی لذت میبرم.ازماشین که پیاده شدم حمید هم منودید فاصلمون ۵٠متری میشد .وقتی بهم رسیدیم باهم دست دادیم خیلی به دلم نشست.قدبلندی داشت وقیافه مردونه خوب.البته از عکسهاش بهتربود .وقتی رفتیم میلاد نور من همون اول یه جا پیدا کردم نشستم!گفت چی شد؟!خیلی شوکه شده بودم.الان یکی جلوم بود که ٢سال با یه آی دی میشناختمش و عکس هایی که ازش دیده بودم اما الان همون آدم جلوم بود ومن حس عجیبی داشتم.حمید که فکر میکرد ازش خوشم نیومده خنده رولبش خشکید.رفتیم یه کافی شاپ که پهلوش یه عکاسی بود.من سفارش آب آلبالو دادم وحمید سفارش موس شکلات.بالاخره به حرف اومدم وگفتم حمید چه دندونای یه دستو قشنگی داری!واقعا وقتی لبخند میزد خیلی قیافه شو دوست داشتم.گفت:میشه درمورد قیافه من نظرندی!؟

بعدش که من ریلکس تر شدم بیشتر باهم حرف زدیم اما حمید شرم خاصی تورفتارش بود وحتی استرسش هم از من بیشتر بود واون موس شکلات آب شد وبه جزیکی دوقاشق نخورد ازش!باهم تو میلاد نورقدم زدیم وبعدش کادوهایی که برای هم گرفته بودیم رو بهم دادیم.حمید برام عطر nina ricci ویه دست بند طلای ظریف گرفته بود منم یه پولیوروچندتا جوراب تامی گرفته بودم.تابستون ٨۴ خیلی خاطره انگیزبود.تازه عشق واقعیمون روبا دیدین هم دیگه تجربه کردیم.حمید پسری بود که هر دختری رومیتونست راضی کنه.هیچ وقت منواز خودش ناراحت نمیکرد اینقدر بزرگواربود که حتی اگه من قهرمونو که ٩٩%مثببش خودم بودم کش میدادم بازم خودش برای آشتی پیشقدم میشد.

...